مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1218
طب اكبرى ( فارسى )
غايص بود و چنان نمايد كه گويا بيخهاى موى آماسيده است . و هرگاه بدان گرمى آتش يا آفتاب رسد يا آب گرم ريزند ، شپشهاى مذكور سر خود برافرازند و بجنبانند . علاج : اين قسم نيز همان است كه گفته شد . و اين دوا مخصوص [ به اين مورد ] است : اشنه ، دفلى ، ميعه ، فلفل سپيد و پوست انار در آب بجوشاند و به طبيخ آن عضو را بشويند به مبالغه . و دوايى كه در كشتن صيبان خصوصيت دارد ، بعر الضّب و نوشادر در سركه حل كنند و بمالند . و قال « الاقسرائى » : « للفصد فى منع تولّد القمل و الصّيبان تاثير عظيم » . [ 1611 ] فايده : طبيعت كه رطوبت را باذن اللّه تعالى به سوى جلد دفع مىنمايد ، اگر رطوبت رقيق بود متولد مىگردد عرق و اگر غليظ بود ، متولد مىشود چرك و اگر غليظتر بود ، متولد مىگردد حصف « 1 » و اگر رطوبت به ظاهر بشره مندفع نشود و زير جلد بماند ، تولد مىكند داء الثعلب . و اگر مختلط گردد به رطوبات صديده تولد مىكند قوبا و سعفه . و اگر مختلط نشود ، مستعد شود قبول صورت حيوانيه را [ و ] تولد مىكند قمل .
--> ( 1 ) . در نسخهها « خصف » و « حضف » است اما صحيح ، « حصف » است كه بثور جلديه را نامند كه از بسيارى چرك ايجاد شود . م .